فرض کنید یک روز تصمیم میگیرید بهترین کیک شکلاتی شهر را درست کنید و بفروشید؛ عطر کیک کل فضای خانه را پر میکند و طعم آن هم عالیست! اما تا وقتی کسی ندادند که چنین کیکی وجود دارد، فروشی هم در کار نخواهد بود. بازاریابی دقیقا همین است! معرفیکردن محصول به آدمهایی که احتمالا عاشقش میشوند؛ در ادامه این صفحه همراه ما باشید تا به زبان ساده به شما توضیح بدهیم که بازاریابی چیست، چه نقشی در موفقیت یک کسبوکار دارد و از کجا باید آن را شروع کرد.

بازاریابی چیست؟
فهرست مطالب
- 1 بازاریابی چیست؟
- 2 اهمیت بازاریابی
- 3 اجزای اصلی بازاریابی چیست؟
- 4 انواع کانالهای بازاریابی کدامند؟
- 5 انواع روشها و رویکردهای بازاریابی
- 5.1 1- بازاریابی محتوایی؛ وقتی آموزشدادن، بهتر از تبلیغکردن جواب میدهد!
- 5.2 2- بازاریابی برند؛ ساختن هویتی که ماندگار شود!
- 5.3 3- بازاریابی عملکردی؛ وقتی هر هزینه باید نتیجه داشته باشد!
- 5.4 4- بازاریابی شبکههای اجتماعی؛ تعامل، اعتماد میآورد!
- 5.5 5- بازاریابی محصول؛ توضیح اینکه «چرا این محصول مهم است»
- 5.6 6- بازاریابی درونگرا (Inbound)؛ جذب مشتری بهجای دنبالکردن!
- 5.7 7- بازاریابی برونگرا (Outbound)؛ معرفی مستقیم کسبوکار!
- 6 چطور یک کسبوکار تازهکار باید بازاریابی را شروع کند؟
- 6.1 1- مرحله اول: شناخت دقیق مخاطب
- 6.2 2- مرحله دوم: انتخاب یک مزیت رقابتی واضح
- 6.3 3- مرحله سوم: ساخت یک حضور آنلاین ساده اما درست
- 6.4 4- مرحله چهارم: تولید محتوای ساده و مفید
- 6.5 5- مرحله پنجم: شروع تبلیغات کوچک و تستی
- 6.6 6- مرحله ششم: جمعآوری داده و اصلاح مسیر
- 6.7 7- مرحله هفتم: ساخت سیستم وفاداری و روابط بلندمدت
- 7 اشتباهات رایج کارفرماها در شروع بازاریابی چیست؟
- 8 جمعبندی
- 9 سوالات متداول
وقتی اسم بازاریابی میآید، خیلیها یاد تبلیغات، بنرها و کمپینهای بزرگ میافتند؛ اما حقیقت این است که بازاریابی خیلی قبلتر از تبلیغات شروع میشود؛ بازاریابی یعنی اینکه بفهمید چه کسی ممکن است محصول یا خدمات شما را دوست داشته باشد. چه چیزی برایش مهم است و چطور باید با او حرف بزنید که پیامتان را بفهمد و با خودش بگوید «این دقیقا همان چیزیست که لازم داشتم!»
بازاریابی در سادهترین حالتش یک گفتوگوی دوستانه بین کسبوکار و مشتریست؛ شما حرفتان را میزنید، نیازش را میفهمید، به او کمک میکنید و کمکم اعتماد شکل میگیرد؛ یعنی بازاریابی برخلاف تصور اولیه، مسابقهی «بیشتر دیدهشدن» نیست بلکه مسابقهی «درست دیدهشدن» است.
بازاریابی فقط تبلیغات نیست!
خیلیها فکر میکنند بازاریابی یعنی خرجکردن پول برای تبلیغات؛ اما تبلیغات فقط یکی از ابزارهای بازاریابیست؛ قبل از اینکه کار به تبلیغات برسد، کلی اتفاق مهمتر میافتد: شناخت مخاطب، مشخصکردن ارزش پیشنهادی، ساخت پیام درست، انتخاب کانال ارتباطی و برنامهریزی برای اینکه چطور مخاطب از مرحلهی آشنایی به مرحلهی خرید برسد.

بازاریابی یک سفر است، نه یک فعالیت لحظهای!
بازاریابی شبیه یک سفر است که از شناختهشدن شروع میشود و به خرید و وفاداری میرسد؛ این سفر یک روزه نتیجه نمیدهد اما بهمحض اینکه درست انجام شود، به موتور رشد کسبوکار شما تبدیل خواهد شد؛ شاید محصولتان عالی باشد، اما اگر دیده نشود، یا به آدم اشتباهی معرفی شود، عملا فروشی هم شکل نمیگیرد! بازاریابی به شما کمک میکند تا محصول و ارزش کارتان به کسی که واقعا به آن نیاز دارد، نشان داده شود.
بازاریابی چیست؟ بازاریابی یعنی رساندن پیام درست، به آدم درست در زمانی که واقعا به آن نیاز دارد؛ همین تعریف ساده، پایهی تمام فعالیتهای بازاریابیست؛ از تولید محتوا گرفته تا کمپینهای بزرگ!
اهمیت بازاریابی
راستش را بخواهید، بازاریابی مثل همان دوستیست که همیشه قبل از انجام هر کاری، یک قدم جلوتر را میبیند! خیلی وقتها یک کسبوکار همهچیز دارد: محصول خوب، کیفیت مناسب، تیم حرفهای… اما وقتی دیده نمیشود، انگار اصلاً وجود خارجی ندارد. بازاریابی همان حلقهی گمشدهایست که این «وجودداشتن» را به مردم یادآوری میکند.
1- بازاریابی به معرفی محصول شما کمک میکند!
سالهاست که این واقعیت ثابت شده است: هیچ محصولی (حتی بهترین محصول) خودش بهتنهایی فروش نمیسازد؛ مردم باید بدانند که شما که هستید، چه مشکلی را حل میکنید و چرا باید به شما اعتماد کنند.
شناخت یک محصول اتفاقی نیست، بلکه بازاریابی آن را میسازد؛ بازاریابی کمک میکند پیام شما از دل هزاران پیام دیگر بیرون کشیده شود و درست به دست کسی برسد که منتظرش بوده است.
2- بازاریابی مسیر بین شما و مشتری را کوتاه میکند!
خیلی از کارفرماها فکر میکنند فروش یعنی قانعکردن آدمها. اما فروش درواقع نتیجهی یک مسیر درست است؛ مسیری که با بازاریابی درست کوتاهتر و روانتر میشود. بازاریابی کمک میکند شما بهتر دیده شوید، بهتر فهمیده شوید و در نهایت مسیر رسیدن مشتری به تصمیم خرید راحتتر شود.

3- بازاریابی کمک میکند که پولتان را در جای درستی خرج کنید!
خیلیها قبل از اینکه بازاریابی را جدی بگیرند، پولشان را روی تبلیغات پخشوپلا هزینه میکنند؛ گاهی روی بیلبورد و گاهی روی پیجهایی که اصلاً مخاطبشان نیست. بازاریابی به کسبوکارها یاد میدهد که کجا باید بایستند، با چه کسی حرف بزنند و چه پیامی بدهند.
4- بازاریابی برند میسازد!
وقتی بازاریابی درست انجام میشود، مردم فقط محصولتان را نمیبینند؛ بلکه شخصیت شما را هم میشناسند. اینکه چه ارزشی دارید، چه باوری پشت کارتان است، چه احساسی به مخاطب میدهید و… اینها همه باعث میشود کسبوکارتان فقط یک «فروشنده» نباشد و تبدیل شود به «برندی که آدمها دوستش دارند». این همان نقطهایست که رقبا نمیتوانند به سادگی از شما تقلید کنند.
5- بدون بازاریابی، رشد اتفاقی است؛ با بازاریابی، رشد قابلپیشبینی!
اگر بخواهیم خیلی صادق باشیم، رشد بدون بازاریابی شبیه رهاکردن یک بطری در دریاست؛ شاید یکبار موج شما را به ساحل برساند، شاید هم نه. ولی وقتی بازاریابی دارید، مسیر را خودتان انتخاب میکنید، مقصد را خودتان مشخص میکنید و هر قدم قابلاندازهگیری و اصلاح است. این یعنی میتوانید تصمیم بگیرید چطور رشد کنید، کی رشد کنید و با چه سرعتی.

اجزای اصلی بازاریابی چیست؟
بازاریابی مثل ساختن یک خانه است؛ قبل از اینکه دیوار و سقف شکل بگیرد، باید پایهها محکم باشند. خیلی از کسبوکارها مستقیم میپرند سر تبلیغات، تولید محتوا یا کمپینها، اما وقتی پایهها درست چیده نشده باشد، هر چقدر هم خرج کنند آخرش نتیجه آنطور که باید نمیشود. اجزای اصلی بازاریابی همان چیزهاییست که قبل از هر تصمیم و هر اقدام باید روشن و مشخص باشند.
شناخت مخاطب؛ فهمیدن اینکه واقعاً با چه کسی حرف میزنید!
اولین قدم بازاریابی این است که بدانید قرار است پیام را برای چه کسی بفرستید. مخاطب شما کیست؟ چه دغدغهای دارد؟ چه چیزی او را خوشحال یا ناراحت میکند؟ حتی اینکه کجا وقت میگذراند و چطور تصمیم میگیرد هم مهم است؛ وقتی مخاطب را بشناسید، همهچیز از انتخاب کلمات گرفته تا انتخاب کانال ارتباطی درستتر و تأثیرگذارتر میشود.
ارزش پیشنهادی؛ دلیل اینکه چرا باید شما را انتخاب کنند!
هر کسبوکاری، حتی اگر رقیب نداشته باشد، باید بتواند جواب این سوال را بدهد «چرا مردم باید از شما خرید کنند؟»
ارزش پیشنهادی همان چیزیست که کسبوکار شما را از بقیه جدا میکند. ممکن است کیفیت بهتر باشد، قیمت مناسبتر باشد، یا حتی نوع برخورد و تجربهای که به مشتری میدهید بهتر باشد. مهم این است که بدانید چه چیزی شما را متفاوت میکند و بتوانید آن را شفاف بیان کنید.
پیام بازاریابی؛ حرفی که قرار است به دل بنشیند!
بعد از اینکه مخاطب و ارزش پیشنهادی روشن شد، نوبت پیام است؛ پیام بازاریابی قرار نیست پر از شعار باشد؛ قرار است واقعی، ساده و قابلدرک باشد؛ پیامی که دقیقاً نشان بدهد چه مشکلی را حل میکنید و چرا مشتری باید به شما اعتماد کند. پیام خوب، مثل یک پل است؛ پل بین نیاز مخاطب و راهحلی که شما ارائه میدهید.
مسیر مشتری؛ از آشنایی تا خرید!
مشتریها یکشبه تصمیم نمیگیرند. معمولاً مسیری دارند: اول با شما آشنا میشوند، بعد کنجکاو میشوند، بررسی میکنند، مقایسه میکنند و در نهایت تصمیم میگیرند که بخرند یا نه؛ در بازاریابی، شناخت این مسیر کمک میکند هر مرحله را درست طراحی کنید؛ اینکه چه محتوایی، چه پیامی و چه تجربهای باید ارائه بدهید تا مشتری قدمبهقدم جلو بیاید و به مرحله خرید برسد.
تحلیل و داده؛ فهمیدن اینکه چه چیزی واقعاً کار میکند!
بازاریابی بدون تحلیل مثل رانندگی با چشمان بسته است. ممکن است در لحظه فکر کنید مسیرتان درست است، اما واقعیت را فقط دادهها نشان میدهند. اینکه چه چیزی جواب داده، چه چیزی نیاز به اصلاح دارد و کدام بخشها باید تغییر کنند. تحلیل کمک میکند بازاریابی از حالت «حدس» خارج شود و تبدیل شود به یک مسیر قابلپیشبینی، قابلاندازهگیری و قابلرشد.

انواع کانالهای بازاریابی کدامند؟
وقتی صحبت از بازاریابی میشود، خیلیها فقط به یک یا دو روش فکر میکنند؛ مثلاً تبلیغات در اینستاگرام یا بنرهای اینترنتی. اما واقعیت این است که بازاریابی مثل یک جعبه ابزار بزرگ است، پر از راههای مختلف برای اینکه پیام کسبوکارتان را به گوش آدمهای درست برسانید. هر کانال بازاریابی، یک مسیر ارتباطیست؛ بعضی مستقیم، بعضی غیرمستقیم، بعضی سریع، بعضی زمانبر. مهم این است که بدانید کدامشان برای کسبوکار شما مناسبتر است.
1- بازاریابی دیجیتال؛ همانجایی که مخاطبتان وقت میگذارند!
این روزها بخش زیادی از زندگی مردم در فضای آنلاین وقت میگذرد؛ از سرچکردن گرفته تا خرید و حتی سرگرمی! برای همین بازاریابی دیجیتال به انتخاب اول بسیاری از کسبوکارها تبدیل شده است.
مثلا وقتی در گوگل سرچ میکنید و یک سایت اولین نتیجه است، این نتیجهی «سئو» است؛ یا وقتی پیج کسبوکارتان که محتوای خوبی دارد در اینستاگرام دیده میشود، این همان بازاریابی شبکههای اجتماعیست؛ خوشبختانه بازاریابی دیجیتال این فرصت را به شما میدهد که دقیقتر، کمهزینهتر و هدفمندتر با مخاطبتان ارتباط بگیرید.
2- بازاریابی سنتی؛ روشهایی که هنوز هم کار میکنند!
با وجود پیشرفت فضای آنلاین، بازاریابی سنتی هنوز هم جایگاه خودش را دارد؛ بیلبوردها، تراکتها، تبلیغات تلویزیونی یا رادیویی… همهی اینها میتوانند برای بعضی از کسبوکارها اثرگذار باشند؛ مثلاً اگر یک رستوران محلی دارید، شاید یک بنر در همان محله بیشتر از یک پست اینستاگرامی برایتان مشتری بیاورد. مهم این است که بدانید مخاطبتان کجاست تا سر راهش قرار بگیرید.
3- بازاریابی دهانبهدهان؛ قدیمیترین و صادقانهترین روش!
هیچ تبلیغی به اندازهی تعریف یک مشتری راضی نمیتواند مؤثر باشد؛ وقتی کسی تجربه مثبتش را با دوست یا خانوادهاش به اشتراک میگذارد، اعتماد خیلی سریع ساخته میشود؛ مثال سادهاش زمانیست که یک دوست به شما میگوید: «فلان فروشگاه عالیست، حتما از آن خرید کن.» احتمال اینکه شما هم از آن فروشگاه خرید کنید، خیلی بالا میرود.
بازاریابی دهانبهدهان هنوز هم یکی از قویترین کانالهاست؛ شاید برای همین است که برندها روی تجربه مشتری اینقدر سرمایهگذاری میکنند.
4- بازاریابی مستقیم؛ صحبت بیواسطه با مشتری!
گاهی لازم است که پیام کسبوکارتان بدون هیچ واسطهای به دست مشتری برسد؛ این همان بازاریابی مستقیم است؛ مثل ارسال پیامک، ایمیل، تماس و… .
برای مثال وقتی یک فروشگاه آنلاین در لحظهی آخر سبد خرید رهاشده برای مشتری یک پیام «کدتخفیف» میفرستد، این یک نمونهی بازاریابی مستقیم است.
این روش کمک میکند مخاطب هدف دقیقاً همان لحظهای که نیاز دارد پیام شما را دریافت کند.

انواع روشها و رویکردهای بازاریابی
بازاریابی فقط انتخاب یک کانال نیست؛ بیشتر شبیه یک سبک نگاهکردن به بازار است؛ هر کسبوکاری بسته به شرایط، بودجه، مخاطب و حتی شخصیت برندش، یک رویکرد بازاریابی را انتخاب میکند. این رویکردها تعیین میکنند چطور حرف بزنید، چطور دیده شوید و چطور مشتری را قدمبهقدم جلو ببرید؛ در ادامه مهمترین رویکردهایی را میگوییم که هر کارفرمایی، حتی در شروع مسیر، باید با آنها آشنا باشد.
1- بازاریابی محتوایی؛ وقتی آموزشدادن، بهتر از تبلیغکردن جواب میدهد!
در این روش، بهجای اینکه مستقیم محصولتان را تبلیغ کنید، سعی میکنید برای مخاطبتان ارزش بسازید؛ با تولید مقاله، ویدئو، پست شبکه اجتماعی، آموزش، چکلیست و…
نتیجهاش این میشود که مخاطب قبل از خرید، شما را بهعنوان یک منبع قابلاعتماد میشناسد؛ مثلاً وقتی یک فروشگاه ابزارآلات، ویدئوهای آموزشی تعمیرات ساده منتشر میکند، درواقع دارد بازاریابی محتوایی انجام میدهد؛ بدون اینکه حتی یکبار بگوید «از ما خرید کن».
2- بازاریابی برند؛ ساختن هویتی که ماندگار شود!
برند فقط لوگو نیست؛ بلکه احساسیست که در مخاطب ایجاد میکنید؛ بازاریابی برند به شما کمک میکند مردم شما را بشناسند، از شما خوششان بیاید و به شما اعتماد کنند.
این رویکرد روی شناخت، داستان، ارزشها و شخصیت کسبوکار تمرکز دارد؛ خیلی از برندهایی که محبوب مردم هستند، قبل از هرچیز، در بازاریابی برند قوی بودهاند.
3- بازاریابی عملکردی؛ وقتی هر هزینه باید نتیجه داشته باشد!
در این روش، هر ریالی که خرج میشود باید قابلاندازهگیری باشد. یعنی ببینید این تبلیغ دقیقاً چقدر کلیک، چقدر فروش یا چقدر ثبتنام برای شما آورده است.
بازاریابی عملکردی برای کسبوکارهایی که تازه شروع کردهاند خیلی مناسب است؛ چون سریع نتیجه میدهد و امکان کنترل بودجه را فراهم میکند.

4- بازاریابی شبکههای اجتماعی؛ تعامل، اعتماد میآورد!
شبکههای اجتماعی فقط جایی برای سرگرمی نیستند، بلکه جایی هستند که مخاطب شما وقت میگذراند، حرف میزند، انتخاب میکند و تصمیم به خرید میگیرد.
در این رویکرد، با محتوایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میکنید، یک رابطه واقعی و انسانی با مخاطب میسازید.
مثلاً وقتی یک پیج پاسخ کامنتها را با حوصله میدهد یا پشتصحنه کارش را نشان میدهد، دارد بازاریابی میکند؛ حتی اگر خودش این کار را بازاریابی ننامد.
5- بازاریابی محصول؛ توضیح اینکه «چرا این محصول مهم است»
این رویکرد بیشتر روی خود محصول تمرکز دارد؛ ویژگیها، مزیتها، حلکردن یک مشکل مشخص، تجربه کاربری و همه چیزهایی که باید مخاطب بداند تا تصمیم بگیرد.
کسبوکارهایی مثل اپلیکیشنها، ابزارهای نرمافزاری یا محصولات جدید معمولاً با این روش زیاد سر و کار دارند.
6- بازاریابی درونگرا (Inbound)؛ جذب مشتری بهجای دنبالکردن!
در این سبک بهجای اینکه دائم تبلیغ کنید و بهدنبال مخاطب باشید، کاری میکنید که مخاطب خودش به سراغ شما بیاید؛ حتما میپرسید که چطور باید این کار را انجام دهیم! ساده است، با محتوا، سئو، شبکههای اجتماعی و ارزشآفرینی!
7- بازاریابی برونگرا (Outbound)؛ معرفی مستقیم کسبوکار!
در این روش، شما بهسراغ مشتری میروید؛ مثل تبلیغات پیامکی، تماسها، بیلبوردها یا بنرهای اینترنتی؛ این روش همچنان مؤثر است، فقط باید درست انتخاب شود تا پیام شما وسط شلوغیها گم نشود.

چطور یک کسبوکار تازهکار باید بازاریابی را شروع کند؟
وقتی یک کسبوکار تازه راه میافتد، معمولاً با کمبود دو چیز روبهروست: زمان و بودجه! برای همین شروع بازاریابی باید هوشمندانه و هدفمند باشد، نه گسترده و پرهزینه؛ در ادامه همراه ما باشید تا به شما بگوییم که چطور یک کسبوکار تازهکار باید بازاریابی را شروع کند!
1- مرحله اول: شناخت دقیق مخاطب
تا زمانی که ندانید مشتری واقعی شما کیست، هر تبلیغ مثل تیری در تاریکیست.
به سادگی چند سؤال از خودتان بپرسید:
مشتری من چه مشکلی دارد؟
چه چیزی او را آزار میدهد؟
چطور محصول یا خدمت من زندگی او را بهتر میکند؟
پاسخ همین چند سؤال، نقشه اولیه بازاریابی شما را میسازد.
2- مرحله دوم: انتخاب یک مزیت رقابتی واضح
لازم نیست حتما دهها ویژگی خاص داشته باشید؛ فقط کافیست یک دلیل روشن به مشتری بدهید که چرا باید شما را انتخاب کند؛ «ارسال سریعتر»، «قیمت مناسبتر»، «کیفیت بالاتر»، «پشتیبانی بهتر»…
اگر این دلیل واضح نباشد، تمام تلاشهای بازاریابی مثل آب در هاون کوبیدن خواهد بود.
3- مرحله سوم: ساخت یک حضور آنلاین ساده اما درست
برای شروع لازم نیست سایتی شگفتانگیز یا پیج اینستاگرام چند ده هزارتایی داشته باشید؛ فقط کافیست یک حضور آنلاین کوچک داشته باشید که بهروشنی توضیح میدهد:
چه میفروشید، برای چه کسی هستید، چرا ارزش دارد شما را انتخاب کند و چطور میتوان با شما تماس گرفت.
این صفحه یا سایت کوچک، نقطه شروع تمام فعالیتهای بازاریابی شماست.
4- مرحله چهارم: تولید محتوای ساده و مفید
بسیاری از کسبوکارها فکر میکنند محتوا یعنی تولید انبوه پست و ویدئو؛ اما برای شروع، فقط باید محتوایی تولید کنید که نشان بدهد شما درک درستی از نیاز مشتری دارید؛ این محتوا میتواند چند آموزش کاربردی، چند نکته کلیدی یا چند نمونه از کارهای شما باشد.
مهم این است که مخاطب، تخصص و قابلاعتمادبودن شما را احساس کند.
5- مرحله پنجم: شروع تبلیغات کوچک و تستی
در این مرحله لازم نیست پول زیادی خرج کنید؛ با بودجه کم و آزمایشی شروع کنید تا بفهمید کدام پیام، کدام مخاطب و کدام کانال بهتر کار میکند.
تبلیغات هدفمند در شبکههای اجتماعی و همکاری با اینفلوئنسرهای کوچک میتوانند گزینههای مناسب شروع باشند.
فراموش نکنید که در این مرحله هدف این است که پول را خرج یادگیری کنید، نه خرج نتیجهنگرفتن.
6- مرحله ششم: جمعآوری داده و اصلاح مسیر
وقتی اولین مشتریها آمدند، حتماً رفتارشان را تحلیل کنید.
چطور شما را پیدا کردند؟
چرا خرید کردند؟
چرا بعضیها خرید نکردند؟
این اطلاعات طلاییست و مسیر بازاریابی شما را دقیقتر میکند؛ کسبوکارهای تازهکار با همین اصلاحهای کوچک، نتایجشان چند برابر میشود.
7- مرحله هفتم: ساخت سیستم وفاداری و روابط بلندمدت
گام آخر این است که مشتری را فقط «یک بار» نبینید؛ کسبوکارهایی که میخواهند زنده بمانند، مشتریهای فعلی را تبدیل به مشتریان دائمی میکنند.
یک پیام تشکر ساده، یک تخفیف مخصوص مشتریهای قبلی یا یک پیگیری کوتاه، میتواند درآمد را چند برابر کند.
مشتری قدیمی، تبلیغ مجانی کسبوکار شماست.

اشتباهات رایج کارفرماها در شروع بازاریابی چیست؟
یکی از چیزهایی که همیشه در مشاورهها با آن روبهرو میشویم این است که کارفرماها فکر میکنند بازاریابی یعنی «تبلیغکردن».
درحالیکه بازاریابی یک مسیر فکریست؛ نه یک حرکت عجولانه؛ در ادامه تمام اشتباهات رایج کارفرماها در شروع بازاریابی را بررسی خواهیم کرد.
1- توقع نتیجه سریع بدون داشتن زیرساخت
خیلیوقتها کارفرما انتظار دارد با اولین تبلیغ، تعداد زیادی مشتری جذب کند؛ اما تا وقتی پیام درست، حضور آنلاین درست و مسیر فروش درست نداشته باشید، تبلیغ مثل ریختن آب روی زمین شورهزار است؛ گران تمام میشود و نتیجهای هم نخواهد داشت!
2- شروعکردن با چندین کانال همزمان
کارفرماهای تازهکار معمولاً فکر میکنند «هرجا بیشتر دیده شویم، بهتر است».
اما نتیجه این میشود:
پیج نصفهنیمه، سایت نیمهکاره، تبلیغاتی که هیچ ردپایی ازشان باقی نمیماند و محتوایی که ثبات ندارد؛ بازاریابی برای شروع، باید کمحجم و دقیق باشه، نه گسترده و پراکنده.
3- کارکردن بدون هدف مشخص
خیلی از کسبوکارها دقیق نمیدانند که میخواهند با بازاریابی به چه چیزی برسند.
افزایش فالوئر؟ افزایش فروش؟ آگاهی از برند؟ گرفتن سرنخ؟
وقتی هدف مشخص نباشد، تصمیمها مبهم میشود، بودجه در جای اشتباهی خرج میشود و هیچوقت نمیفهمیم آیا مسیرمان درست بوده یا نه!
4- ساخت پیام بازاریابی مبهم
گاهیاوقات بعضی از کارفرماها فکر میکنند هر چقدر حرفهایتر و رسمیتر حرف بزنیم، بهتر است؛ اما واقعیت این است که مشتری دنبال شفافیت و سادگیست. اگر پیام شما دقیق نگوید که برای چه کسی هستید و چه مشکلی را حل میکنید، حتی اگر هزار بار هم تبلیغ کنید، پیام شما بیاثر باقی میماند.
5- اعتماد بیشازحد به تبلیغات و بیتوجهی به محتوا
بعضی از کارفرماها فکر میکنند همین که برای تبلیغات هزینه میکنند، کافیست؛ اما اگر در سایت یا پیجتان محتوای درست، نمونهکار شفاف، توضیحات کافی یا ضمانت اعتماد وجود نداشته باشد، هیچ تبلیغی جواب نمیدهد.
6- مقایسه خود با برندهای بزرگ
این یکی از اشتباهات خطرناک است؛ کسبوکار تازهکار نمیتواند با بودجه، تیم و تجربه یک برند بزرگ رقابت کند، اما میتواند با چابکی، تخصص، صمیمیت و شناخت دقیق مشتری رقابت کند.
وقتی کارفرما بهجای مقایسه، روی توانایی واقعی خودش تمرکز میکند، نتیجهها خیلی سریعتر خودشان را نشان میدهند.
جمعبندی
در نهایت، بازاریابی نه یک فرمول پیچیده است و نه یک کار فقط مخصوص کسبوکارهای بزرگ؛ بازاریابی یعنی اینکه با دل و ذهن مخاطبت همراه شوید، ببینید چه چیزی برایش مهم است و چطور میتوانید زندگیاش را کمی سادهتر و بهتر کنید.
اگر تازه شروع کردهاید، نگران نباشید؛ بازاریابی قرار نیست از روز اول، بینقص باشد؛ بلکه قرار است شروع شود، رشد کند، اصلاح شود و هر روز حرفهایتر قبل از شود.
با شناخت درست مخاطب، پیام شفاف، حضور آنلاین مرتب و چند قدم کوچک اما هدفمند، کمکم نتیجهها خودش را نشان میدهد؛ کافیست قدم اول را بردارید و مسیر را با صبر، توجه و یادگیری ادامه دهید؛ اگر در این زمینه به اطلاعات بیشتری نیاز دارید، میتوانید برای دریافت مشاوره رایگان، از طریق شماره زیر با ما در تماس باشید.
سوالات متداول
1- آیا لازم است از همان اول همه کانالهای بازاریابی را فعال کنم؟
خیر؛ اتفاقا یکی از بزرگترین اشتباهات همین است؛ برای شروع، یک یا دو کانال کافیست. وقتی شروع کردید و فهمیدید چه چیزی جواب میدهد، در ادامه میتوانید آن را گسترش دهید.
2- آیا با بودجه خیلی کم هم میشود بازاریابی کرد؟
بله؛ اما باید هوشمندانه عمل کنید؛ مثلاً بهجای تبلیغات سنگین، با تولید محتوای هدفمند، سئو، همکاری با میکرواینفلوئنسرها یا تبلیغات تستی کوچک میتوانید کمکم نتیجه بسازید.
3- بازاریابی دیجیتال بهتر است یا سنتی؟
هیچکدام بهتنهایی بهتر نیست و انتخاب آن بستگی به نوع مخاطب شما دارد؛ اما برای کسبوکارهای تازهکار معمولاً بازاریابی دیجیتال بهترین نقطه شروع است چون هم ارزانتر است و هم قابلاندازهگیری.
